بهار یعنی "شدن"

در زندگی ما انسان ها دو مفهوم "بودن" و"شدن"وجوددارندکه ظاهراًبه هم نزدیکند و گاهی به اشتباه مترادف هم تلقی می شوند.در حالی که بسیار با یکدیگر متفاوتند."بودن" مفهومی ایستا،تمام شده ومرداب صفت است و "شدن"یعنی جاری بودن،حرکت داشتن و تغییر پذیری.آیا میان مرداب با رودخانه تفاوتی وجود ندارد؟برخی از آدمیان در گذشته خود خلاصه شده اند و هرچه که بوده اند تمام شده اند و برخی دیگر هر لحظه در حال رشد و شکوفایی هستند و هرگز تمام نمی شوند.

"نوروز" از منظر روانشناختی یکی از مظاهر زیبای"شدن" است.هر سال در نوروز و بهار شاهد "شدن" طبیعت هستیم.طبیعت هرگز نمی ایستد و همواره در حال "شدن" است و از همین روست که هیچکس از طبیعت ،خسته نمی شود.

برای خودوهمه همنوعانم،آرزومند "شدن" هستم و دعای آغاز سال نو را با همین نیت می خوانیم که

"حوّل حالنا الی احسن الحال" و به راستی آیا تحول طلبیدن از خدای جهانیان،طلب "شدن" نیست؟